الشيخ محمد تقي بهجت

361

جامع المسائل ( فارسي )

اگر دعوت كننده جماعتى باشند ، توزيع مىشود ديه بر آنها . و اگر يكى دعوت كرد جماعتى را ضامن ديه هر كدام است به نحو استقلال . اگر مدعوّ ، مقتول ديده شد و دعوت كننده اقرار نكرد و ادّعا كرد قتل ديگرى را ، پس اگر اقامه بيّنه بر مدعاى خود كرد بريء است از قصاص ، و گر نه اظهر عدم استحقاق قصاص است و ديه بر او ثابت است چنانچه گذشت ؛ و احتمال قصاص با قسامه يا لوث به سبب امارات زائده بر مفروض در اصل مسألة ، قائم است . اگر ديده شد مدعوّ ميّت است ، پس با علم به قتل غير يا اقامه بيّنه بر آن يا علم بموت طبيعى خود ، ضامن نيست دعوت كننده ؛ و با احتمال آن كه موت او مستند به دعوت كننده بوده و به سببى غير ظاهر از ناحيه او موت او بوده است ، ضامن ديه از مال خودش است چنانچه گذشت . منكر شدن طفل بعد از آوردن توسط دابّه 15 - اگر دايه ، طفل را بعد از مدتى احضار كرد و اهل طفل او را انكار نمودند ، تصديق مىشود ، تا ثابت شود مغايرت به سبب كبر سنّ و نحو آن ؛ و احوط ضمّ يمين است . و در تقدير ثبوت ، قول او مقبول نيست ، و بر او است ديه يا احضار مورد احتمال ، پس قبول مىشود با يمين او در احضار اخير ( اگر چه قول سابق او معلوم الكذب بوده باشد ) تا علم به كذب او در احضار اخير نباشد . و ضمان ثابت است با اقرار به استيجار و دفع به دايهء ديگر بدون اذن اهل . از بين رفتن طفل توسط افتادن دابه بر او 16 - اگر دايه منقلب شد بر طفل مرتضع و او را تلف كرد ، لازم است ديه بر عاقله او چون خطأ محض است . و اگر براى فقر ارضاع نكرده بلكه براى جاه و عزّت و فخر اين عمل را قبول كرده و اين واقعه حادث شد ، مروىّ است كه ضمان بر خودش از مال او است و الحاق به شبه عمد مىشود ، و اين خالى از وجه نيست . تطبيق محقق قدس سره روايتى را بر دخول سارق بر زن 17 - تطبيق محقّق ( قدّس سرّه ) ، در مسألة رابعه ، روايت صحيحهء « عبد الله بن